الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

39

حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )

و لا يفرحون بغضارتها ، و لا يحزنون لبؤسها ، يا شيخ من خاف البيات قل نومه ، و ما أسرع الليالي و الأيام في عمر العبد ، فأخزن كلامك ، وعد أيامك ، و لا تقل إلا بخير ، يا شيخ ارض للناس ما ترضى لنفسك ، و آت إلى الناس ما تحب أن يؤتى اليك . . . » « آرى اى پيرمرد ! هر كس كه دو روزش برابر باشد ، مغبون است و هر كه بيشتر به فكر دنيا باشد هنگام جدايى از دنيا حسرت و افسوسش بيشتر خواهد بود و هر كه فردايش بدتر از امروز باشد ، آدم محرومى است ، و هر كه بىپروا باشد كه در آخرت چه مىبيند به شرط آن كه دنيايش سالم بماند ، چنين كسى در هلاكت است و هر كه نقص و عيب را از خودش نپذيرد ، هواى نفسش بر او غالب گشته و هر كه رو به كاستى باشد ، مرگ براى او بهتر است . . . اى پيرمرد ! اين دنيا ناچيز است و هواخواهانى دارد و آخرت نيز طرفدارانى دارد كه خود را از قيد هميارى با اهل دنيا آزاد كرده‌اند و در امور دنيا بر يكديگر سبقت نمىگيرند و به خوشى دنيا خوش و مسرور و به خاطر محروميت دنيا غمگين نمىشوند . اى پيرمرد ! كسى كه از حملهء شبانه بترسد كمتر مىخوابد ، شبها و روزهاى عمر بنده چقدر زودگذر است ! پس سخنت را حفظ كن و حساب روزهاى زندگيت را داشته باش ، جز خير مگو ، اى پيرمرد ! براى مردم بپسند آنچه بر خود مىپسندى و با مردم چنان رفتار كن كه دوست دارى با تو رفتار كنند . » ( 1 ) و پس از اين نصايح و مواعظ نورانى كه بر آن مرد سالخورده بيان داشت ، رو به ياران خود كرد و فرمود : « أيها الناس أما ترون أهل الدنيا يمسون و يصبحون على أحوال شتى ، فبين صريع مبتلى ، و بين عائد و معود ، و آخر بنفسه يجود ، و آخر لا يرجى ، و آخر مسجى ، و طالب للدنيا و الموت يطلبه ، و غافل و ليس بمغفول عنه ، و على أثر الماضي يصير الباقي . . . »